کلاهبرداری و رمالی

کلاهبرداری-و-رمالی

امیدوار کردن اشخاص به یک امر خارق العاده و ماورای قدرت بشر نظیر معجزه ، نمیتواند رکن مادی بزه کلاهبرداری را تشکیل دهد زیرا فانون ، همواره به منظور حمایت از اشخاص متعارف جامعه وضع میگردد و نه برای اشخاصی که با هر عبارت واهی و دروغ ، غفلت نموده و اموال خویش را در اختیار دیگران قرار می دهند


شکات: 1.خانم... 2. خانم .. 3. خانم ...
مشتکی عنهم : 1. خانم .. 2. آقای .. 3. آقای ...4. خانم ...
اتهام : کلاهبرداری و رمالی 
بسمه تعالی 
به تاریخ 1399/09/29 در وقت فوق العاده ، جلسعه رسیدگی شعبه 4 دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان فردیس به تصدی امضاء کننده ذیل تشکیل است ، پرونده کلاسه 9709983035500619 تحت نظر قرار دارد. با توجه به تحقیقات صورت گرفته بررسی اوراق پرونده ، دادیاری ضمن ختم و کفایت تحقیقات با استعانت از خداوند متعال و با تکیه بر شرف و وجدان به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید .

قرار منع تعقیب

دادستان محترم عمومی و انقلاب فردیس 
احترما در خصوص اتهام : 1. آقای ...2. خانم .... 3. خانم ....دائر بر کلاهبرداری اجمالا بدین شرح که :

1. خانم .... شکایتی علیه آقای عمران ... (با نام مستعار ..) ، خانم ها با نام اعظم ... و مریم .... دائر بر کلاهبرداری به میزان پنج میلیون تومان از طریق امیدوار کردن به امور واهی ( رمالی ) مطرح می نماید و اظهار می دارد خانم اعظم ... شخصی به نام بهزاد ... را به عنوان دعا نویس و حلال مشکلات عرفی نموده و با دعوات نامبرده ( بهزاد ) و شخص شاکی به منزل خویش ، شخص دعانویس با ادعای اینکه در بدن شاکیه ، همزاد وجود داشته و میبایست از بدنش خارج نماید ، اقدام به اخذ مبلغ پنج میلیون تومان مینماید و این مبلغ از طریق کارت به کارت به حساب بانکی خانم مریم ... منتقل می گردد.

2. خانم ساناز .... شکایتی علیه آقای عمران ... (با نام مستعار بهزاد .. ) دائر بر کلاهبرداری به میزان بیست میلیون تومان مطرح نموده و در شکوائیه خود اظهار می دارد در سال 1392 ب خاطر فشار روحی که داشتم در منزل یکی از دوستانم با آقای بهزاد .. آشنا شدم و ایشان مدعی بودند که می توانند از طریق دعانویسی ، فرزند بنده را از پدرشان بگیرند و مبالغ بسیاری به حساب های مختلفی واریز کردم که البته باید در پرینت حساب های خودم بررسی کنم.

3. خانم سهیلا .... شکایتی علیه آقای عمران ... (با نام مستعار ..) دائر بر کلاهبرداری به میزان چهار میلیون و پانصد هزار تومان مطرح نموده و در شکوائیه خود اظهار میدارد آقای ... به واسطه دعانویسی و جن گیری از بنده مبالغ فوق را دریافت نموده و ایشان ادعا کردند که برای من خطر مرگ وجود دارد و بنده در بدنم همزاد جن دارم و کلا سه جلسه ایشان را دیدم یک جلسه به همراه همسرم رفته بودم و یک مرتبه نیز به همراه خواهرم مراجعه نموده و یک مرتبه نیز به تنهایی مراجعه کرده بودم. اینک با در نظر گرفتن مراتب فوق ، از آنجایی که در بزه کلاهبرداری ( موضوع ماده یک از قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری )، رفتار مرتکب باید عرفا فریبنده بوده و به نحوی که عموم افراد جامعه در زمان برخورد با چنین رفتارهایی ، غالبا فریب خورده و به دلیل غفلت حاصل از عملیات متقلبانه شخص کلاهبردار، اقدام به تحویل و پرداخت مال خود نمایند لیکن در پرونده حاضر، رفتاری که عرفا سبب فریب و اغفال شکات گردد، از ناحیه مرتکبین، به وقوع نپیوسته است هرچند امیدوار کردن ایشان به امر واهی و دروغ پردازی متهمین، سبب پرداخت وجه از سوی شکات گردیده است لیکن هر دروغ پردازی و امیدوار کردن اشخاص به امر واهی نمیتواند رکن مادی بزه معنونه را تشکیل دهد زیرا مقصود قانونگذار از عبارت " امیدوار کردن مردم به امر واهی " امری است متحمل الوقوع که تحققق آن عرفا قابل تصور باشد بنابراین امیدوار کردن اشخاص به یک امر خارق العاده و ماورای قدرت بشر نظیر معجزه ، نمیتواند رکن مادی بزه کلاهبرداری را تشکیل دهد زیرا فانون ، همواره به منظور حمایت از اشخاص متعارف جامعه وضع میگردد و نه برای اشخاصی که با هر عبارت واهی و دروغ ، "غفلت" نموده و اموال خویش را در اختیار دیگران قرار می دهند و اگر بنا بر این باشد که هر دروغ پردازی سبب "اغفال" اشخاص گردد و متعاقب آن وجوهی از ناحیه ایشان به اشخاص دروغگو پرداخت گردد، وضع قانون و ضمانت اجرای کیفری، اثر بازدارندگی خویش را از دست داده و چه بسا گستردگی دایره شمول مقررات کیفری، سبب از بین رفتن اعمال مباح تابعین حقوق کیفری گردد و این درحالیست که اصولا قواعد و مقررات جزایی، به صورت استثنا بوده و حاکمیت اصل برائت و اصل حرمت عمل مسلمان اقتضای آزادی اراده اشخاص را دارد بنابراین انتظار می رود، قوانین جزایی در کنار اقدامات متعارف و معقول اشخاص، معنای بازدارندگی به خود گرفته و بتواند حالت پیشگیرانه و یا تنبه آمیز داشته باشد و نه اینکه هر اقدام و عمل غیر معقولی، مورد حمایت قانون قرار بگیرد، هرچند کسب در آمد از طریق دروغ پردازی، یک عمل قبیح و مذموم است لیکن نمی توان با تمسک به ضمانت اجرای کیفری، با این ناهنجاری مقابله نمود و و نیازمند فرهنگ سازی در جامعه بوده تا بتوان با آگاهی بخشی به اشخاص از سوی متولیان امر و بیان آثار و نتایج زیانبار این پدیده ، با آن مبارزه کرد ، مگر آنکه این دروغ پردازی به صورت صرف نبوده و در کنار سایر اسباب متقلبانه، قابلیت فریب و "اغفال" اشخاص متعارف را داشته باشد که در مانحن فیه، صرف دعانویسی و ادعای حل مشکلات و لاینحل زندگی، نمی تواند سبب اغفال شکات گردد مضاف بر آنکه نوعا اشخاصی که به دعانویسی روی می آورند همواره به این امر معتقد بوده که دعانویسی نمی تواند زمینه حل مشکلات آنان را به صورت کامل فراهم نماید و آنچه سبب مراجعه ایشان به دعانویسی می گردد، "پرتاب تیری در تاریکی می باشد" و در آموزه های دینی و اخلاقی نیز مراجعه به دعانویس و توسل به اشخاصی غیر از خداوند و ائمه اطهار (علیهم اسلام ) نه تنها سبب تضیف ایمان و اعتقاد مسلمانان می گردد بلکه تداوم توسل به دعانویسی سبب انحطاط اخلاقی و اجتماعی نیز می گردد که نتیجه ای جز یاس و نا امیدی در جامعه را در پی ندارد. بنابراین از نظر این دادیاری، اقدامات متهمین قابل پیگرد نبوده و ضمن ارشاد مالباختگان به طرح دعوای حقوقی مرتبط جهت مطالبه وجوه پرداختی، به لحاظ فقدان ادله کافی در وقوع و انتساب بزه به متهمین و حاکمیت اصل برائت، مستندا به ماده 4 و 265 از قانون آیین دادرسی کیفری، قرار منع تعقیب نامبردگان را صادر و اعلام می نماید. این قرار در صورت موافقت دادستان محترم ، ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ، قابل اعتراض از سوی شاکی در دادگاه کیفری دو شهرستان فردیس میباشد.دفتر ، مقرر است پرونده بر گشماری، در اجرای ماده 92 ، 267 قانون اخیر الذکر امروز به نظر دادستان محترم برسد؛ در صورت موافقت دادستان محترم به طرفین ابلاغ ، پس از مضی مدت قانونی و قطعیت قرار از آمار کسر و بایگانی شود ؛ در صورت اعتراض به قرار از سوی شاکی جهت رسیدگی با حفظ بدل به مرجع صالح ارسال گردد.
شعبه 4 دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان فردیس - پوریا عزت پور 

منبع : دادرس